آسون وداع کردم باهات
با این که میمردم برات!
کاشکی نمیذاشتم بری… کاشکی می افتادم به پات!
خواستم بگم؛ ترکم نکن
پیشم بمون، ای نازنین
شرح پریشونیموُ؛ توو چشمای بارونیم ببین
هر شب با کلی اشتیاق؛ زل میزدم به آسمون
فرصت نمونده، واسه ی ابراز احساسِ جنون!
هر شب با کلی اشتیاق؛ زل میزدم به آسمون
فرصت نمونده، واسه ی ابراز احساسِ جنون!
رفتی و من تنها شدم؛ با این غمِ نامهربون
هر جا پی ات گشتم؛ ولی هیچ جا نبود از تو نشون
دلخوش به این بودم…
تو هم گاهی کنار پنجره؛ ماهو تماشا می کنی با کوله باری خاطره
هر شب با کلی اشتیاق؛ زل میزدم به آسمون
فرصت نمونده، واسه ی ابراز احساسِ جنون!
هر شب با کلی اشتیاق؛ زل میزدم به آسمون
فرصت نمونده، واسه ی ابراز احساسِ جنون!