من از آغوش قوم آریایی
یه تن از ایل پاک بختیاری
این عشق سرزمین مادری را
از اجدادم گرفتم یادگاری
بدون ترس و بی تردید مثل شیری که قدرت از چشاش تابید
برای خاک میهن من یه سربازم
به این از خود گذشتن ها سرافرازم
به روی شعله زاگرس مثل عقاب بالم باز
نگاهم میکنه پرواز بسوی آسمان باز
سلاح من صدای من پر از معجزه عشقه
اگه میخونم از خونه نفس آغشته به عشقه
ما یه لر عاشق و دلدادیوم …
اگه ریشه زده غصه توی باغای این خونه
شکسته بغض ابرا و سیل اومده تو خونه
اگه روزای سختیه زمونه سازگار نیست
بدون این آخر راه نیست دلم غرق امیدواریست
من ابرارو کنار میزنم شیشه غمو میکشنم
پای خونمون باشه من یه تنه صد تا تنم
ما یه لر عاشق و دلدادیوم
برای این خاک ایستاده ام حتی اگه از نفس افتاده ام