irmusic سایت

دانلود پادکست رادیو تاسیان با لینک مستقیم

🇮🇷 سرور داخلی / قابل پخش با اینترنت ملی /💰نیم بها

رادیو تاسیان، به نویسندگی و کارگردانی امیرعلی مهاجری، مجموعه‌ای روایی و صوتی با فضایی شاعرانه و عمیقاً احساسی است. این پادکست بستری برای شنیدن ناگفته‌های عاطفی، مرور لحظه‌های زیسته و واکاوی حسرت‌ها و دلبستگی‌هایی است که اغلب در حاشیه زمان گم می‌شوند. رادیو تاسیان با لحنی آرام و تأملی، مخاطب را به سفری درونی میان خاطرات و احساساتِ خاک‌خورده دعوت می‌کند.

نام پادکست : رادیو تاسیان
تهیه کننده : امیرعلی مهاجری
تعداد قسمت ها : 61
صفحه اینستاگرام
کمک مالی

/ 5.

لیست اپیزودها

اپیزود عنوان دانلود/پخش/ذخیره
61 آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم!
پدر مسیر شما را تباهی می‌داند و مسیر درست را مسیری امن و بی‌دردسر معرفی می‌کند. اما من با او مخالفم. من فکر می‌کنم جاده‌های آرام و بی‌حاشیه شبیه جاده‌های کویری و صاف‌اند؛ از هزاران کیلومتر دورتر انتها...
60 دل آرام و بادبادکهای قرمز
دل آرام خانوم، نمیدونم کی برمیگردم... نمیدونم اصلا یبار دیگه میتونم به اون موهای فرفریت نگاه کنم؟ اصلاًبرمیگردم؟ اصلاً این جنگ تموم میشه؟ هیچ نمیدونم. فقط یه چیزو بهت میگم، اگه چه اینو با کلمات ر...
59 دریا هم دیگر صدایش نمی‌زد
از میان موجهای دریا داستانش را برایم میخواند: "او آنجا نشسته بود، روبه‌روی پنجره‌ای که به هیچ منظره‌ای ختم نمی‌شد، و در دلش چیزی گم شده بود. چیزی که نه نام داشت و نه شکل، اما سنگینی‌اش درون سینه‌اش می...
58 نُت آخر
زن، برای اولین بار لبخند زد.لبخندی کوتاه، اما عمیق.بعد، آرام لیوانش را بلند کرد. آخرین بار.و پیش از آن‌که آهنگ به پایان برسد، برخاست.رفت.نه با شتاب، نه با تردید.رفتنی آرام، درست شبیه آمدنش.اما این‌بار...
57 دیوانه | علیرضا قربانی
اپیزود دیوانه🎛خلق، میکس و مسترینگ توسط سعید میری💎 اختصاصی از رادیو تاسیان 🎙علیرضا قربانی...
56 یک روز معمولی | طنز
الهام گرفته از داستانی واقعیموسی موند و یک وصیتی که تا ابد تمومی نداشت. از پدرش هم ارثیه‌ی خاصی واسش نموند. روزی که پدر ارث رو تقسیم می‌کرد، خونه رو بخشید به برادر بزرگِ آقا موسی، زمین کشاورزی رو داد ...
55 نام آن دلتنگی
نامِ آن دلتنگی‌ست که نه از نبودِ کسی، نه از خاطره‌ای روشن، که از فراموشی خودت در آینه‌ی آدم‌ها می‌آید. آن غمِ محوی که وسطِ خندیدن ناگهان گلوت را می‌فشارد، در شلوغی بغلت می‌کند، و در خلوت، چیزی درونت ر...
54 پاییز | هیچ
هیچ 🍂🍁به بهانه پاییز... اختصاصی از رادیو تاسیاننویسندگان و گویندگان:علی حسین غلامیامیرعلی مهاجریپوستر از فریما رئوفی...
53 تب و تاب | علیرضا قربانی
اپیزود تب و تاب🎛خلق، میکس و مسترینگ توسط سعید میری💎 اختصاصی از رادیو تاسیان 🎙علیرضا قربانی...
52 جای امن رویا
چقدر قشنگه وقتی فقط من می‌دونم...وقتی همه‌ی این حس‌ها، این لحظه‌ها،تو دل خودمه و تو حتی نمی‌دونی داری زندگیِ یکیو نفس می‌کشی...خیالم راحته، چون این حرفا،اینا که از قلبم میان،یه جایی امن توی من قایم ش...
51 مادام ژولیت
🎧 اپیزود تازه رادیو تاسیان منتشر شد!«من اینجام… ایستاده… ساکت… خیره به سایه‌هایی که از پشت پنجره رد می‌شن… تو اونجایی، من اینجا… همین‌قدر نزدیک، اما میانمون یه دیوار نازکه؛ دیواری که نه صدا رو رد می‌...
50 هاشیموتو | +18
«توجه: این اپیزود دارای ادبیاتی آزاد و بزرگسالانه است و ممکن است شامل واژگانی باشد که برای افراد زیر ۱۵ سال مناسب نباشد. لطفاً در جمع‌های عمومی یا در حضور کودکان پخش نشود.»اصغر شد یک افسانه، افسانه بز...
49 دل | شجریان
خلق، میکس و مسترینگ توسط سعید میریاختصاصی از رادیو تاسیان...
48 ُسقوط
سقوط ما عین دوتا چتربازیم... دوتا آدم که از اون بالا، از لب بوم دنیا، خودمونو پرت کردیم پایین تا یه سقوط آزاد واقعی رو تجربه کنیم... نه واسه هیجان، نه واسه فرار، فقط واسه لمس لحظه‌ای که توش آسمون...
47 اخوان ثالث | سر کوه بلند
🎙 اخوان ثالث 🎼 سر کوه بلند🔸 صدای شاعردر آن لحظه که بوسیدم لبش رانسیم و لاله رقصیدند با هممنتشر شده از کانال تهران پادکست...
46 رویا | علیرضا قربانی
خلق، میکس و مسترینگ توسط سعید میریاختصاصی از رادیو تاسیان...
45 ردپا
🎧 اپیزود جدید منتشر شد: ردپا ⁣ یه جاهایی از زندگی هست که ردِ بعضی خاطره‌ها هیچ‌وقت پاک نمی‌شه. جاهایی که زمان جلو رفته، اما ما هنوز همون‌جاییم... تو خنده‌ای که دیگه نمیاد، تو بویی...
44 پرواز
🎧منتشر شد🕊️پروازبا تلفیق صدای علی رضا قربانی 🎛️خلق، میکس و مسترینگ توسط سعید میری
43 مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا فصل آخر
فصل ششم مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا بصورت رسمی از تمامی پلتفرم های رسمی پادکست منتشر شد...من معامله را بین دو شیطان باخته بودم. تمام سال‌هایی که از زندگی سیاهی به دنیای تاریک‌تری پا گذاشتم تنها ا...
42 مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا فصل پنجم
من آموختم. آموختم به تنهای برای خویشتنم کافی بوده و عشق را نباید از انسان دیگری طلب کنم. همین‌که بتوانم ذات عشق را در وجود خویشتن پیدا کنم؛ یعنی رهایی از تمام رنج‌هایی که به‌خاطر تو به آن دچار گشته بو...
41 مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا فصل چهارم
مدت‌هاست که می‌نویسم، قلم را به زورِ دیکتاتورِ درون - که خود نیز مهره‌ای است بازیچه از مافیایِ ذهن مریضم - روی ورق‌های کاهیِ سالخورده با ناجوانمردیِ هرچه بیشتر به بازی می‌گیرم. آری، آرام تر می‌شوم. مد...
40 مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا فصل سوم
در ابتدای جوانی فکر می‌کردم ترسناک‌ترین اتفاق زندگی می‌تواند قحطی و گرسنگی باشد. در گذر اندک عمر ترسناک‌ترین اتفاق زندگی را تنها ماندن یافتم و با تجربه حضور در جنگی که بر سر دوراهی بین نجات جان خود و ...
39 مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا فصل دوم
آه ناتالیای من، چه می‌دانستیم روزی خواهد آمد که زمین همان زمین باشد، لحظه همان لحظه باشد اما اینبار خالی از ما و خاطرات؟آرزو می‌کنم زمان برگردد تا ثانیه ثانیه‌های آن روزهای شیرین را به اسارت بگیرم و ا...
38 مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا فصل یکم
«و کسی چه می‌دانست هنگامی‌که قلب‌ها راهی برای ارتباط با یکدیگر پیدا کنند چنان منطق و مغز را تهی می‌سازند که دنیایی یارای ایستادگی در مقابلشان ندارند. قلب و مغز همانند دو سرنشین یک قایق، مغز آب‌های پرش...
37 قایقی در مه
ویلی در سکوت ساحل مه‌آلود، میان خاطرات جولیا سرگردان بود. دریا آرام بود، اما چیزی درونش می‌جوشید؛ تصویری محو در میان مه، قایقی که آرام نزدیک می‌شد. آیا این بار جولیا برگشته بود یا فقط خیالی دیگر در ذه...
36 خاطرات سال نو / آقا بزرگ
🎙 "آقا بزرگ"؛ روایت یک خانه، یک تاریخ، یک دنیای فراموش‌نشدنی🔹 "این‌جا خونه‌ی آقا بزرگه... خونه‌ای پر از خاطرات کودکی و قدیمی... خونه‌ای که این روزا خیلی خالی مونده، خیلی...""آقا بزرگ" فقط یک داستان ...
35 مترسک
شدی عین اون پرنده‌ای که پرواز می‌کنه اما اوج نمی‌گیره... عین اون پرنده‌ای که دیگه واسش فرقی نمی‌کنه چه آسمونی بالا سرش باشه و چه زمینی زیر بال و پرش...منم شدم همون کشاورزی که روزا از پشت پنجره‌ی کلبه ...
34 آنسوی آیینه های تار
آن سوی آینه‌های تار🖊️نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 🎙️گویندگان: امیر زبرجد و ندا کریمی🔉میکس و مسترینگ: رضا کریمیان 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی 🎛️تهیه شده توسط استودیو هنری نووُ📻...
33 چشم
چشم🎞کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری💎ایده پرداز و مشاور: فریما رئوفی🎛میکس و تنظیم صدا: محمدرضا اکرادی🎨طراحی پوستر یاسر مبارک آبادی📻تهیه شده توسط استودیو هنری نووُ و پخش رسمی توسط رادیو تاسیان🎙با تش...
32 دشت سفید
کدوم فصل رو دوست داری؟ بذار پس اون آسمون کم رنگ رو‌ واست خاکستری کنم... میام پایین تر... تورو میبینیم که وسط اون خیابون پاییزی وایسادی و آدما بی تفاوت از کنارت رد میشن... آره اینجوری مییینمت اما همینج...
31 نخلستان بی سر
از میان بیابانی بزرگ دو جاده می‌گذشت. اتوبوس در حال حرکت بود و صابر سرش را به شیشه اتوبوس چسبانده بود. آفتاب برای رسیدن به صورتش پنجره را رد می‌کرد و مستقیم بر چهره سبزه و شکسته صابر می‌نشست. آن سوی ش...
30 چهار بی پدر و مادر - نسخه کلاسیک
از بین اون سی و دو نفر نوجوون نکبتی، ما 4 تا یجور دیگه باهم اخت شدیم. رفاقت ما خیلی ساده، شیک و به غایت کلیشه شکل گرفت، مثل همه‌ی رفاقت های دیگه تو دورة دبیرستان. روز اول مدرسه هر کسی شانسی می رفت سر ...
29 مشت زندگی و هیجانات آقا ناصر
+تا لحظه آخر داغی نمی‌فهمی...روز آخر که میخوای حرکت کنی همه‌چیز واست قشنگ به نظر می رسه... تو دلت میگی چرا اینارو تا الآن ندیده بودم؟ دلت حتی واسه مادر-شاغلِ ناظم مدرسه‌اتم تنگ می‌شه ... -نشد یا نخواس...
28 مرغان دریایی
🍁هیس... گوش بده... فقط گوش بده... ما هیچ وقت یاد نگرفتیم زندگی کنیم... به این صدای دورمون گوش بده... این صدا یعنی حضور ما.... می‌خوام چشامو با شالت ببندم و با دستام دنبالت بگردم... یا اصلاً تو هرجا ...
27 پیرمردی که گنج را پنهان کرده بود
نویسنده: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا کریمیانطراحی پوستر: فریما رئوفیتهیه و تولید توسط استودیو نووُپخش اختصاصی از رادیو تاسیانطراحی و میکس صدا توسط رضا کریمیانپخش اختصاصی از رادیو تاسیان...
26 تک نهال شهر خاکستری
دوباره گفت: این روزا دیگه توی شهر هیچ پرنده‌ای پر نمی‌زنه... نگاش کردم و گفتم اونا مثل ما نیستن که بمونن توی شهر آلوده و تحملش کنن... میرن... میرن یجای بهتر... عین ما‌ها کنار نمیان...گفت خب تو چرا می‌...
25 سکوی شماره 9
از قطار پیاده شد. صدای همهمه مسافران و بلندگوی سکوی شماره ۹ آمیخته با یکدیگر به گوش می‌رسید. زن نیم نگاهی به اطراف انداخت و سپس میان شلوغی مسافران در حال حرکت، همانطور در جای خود ماند. هر از چندگاهی ب...
24 پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی قسمت آخر
سرم را چرخاندم و به پنجره بزرگ عمارت نگاه کردم. خودم را دیدم که در کودکی از پشت آن پنجره به پدربزرگ که در حیاط مشغول آبیاری و چیدن میوه بود، نگاه می‌کرد. خودم را دیدم که به پنجره می‌کوبیدم و با برگشتن...
23 پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی قسمت پنجم
با اینکه تا حالا قایق سوار نشده بودم و در آن آب‌وهوای بارانی و دریایی که نشان می‌داد شاید طوفانی شود، دو دل شدم. در صدای پیرمرد گرما و محبت خاصی وجود داشت. نفهمیدم چه زمانی با کمک او سوار قایق شدم و ج...
22 پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی قسمت چهارم
با تعجب به او نگاه کردم. زندگی یک گورکن یا مرده‌شور چگونه است؟ از صبح بلند می‌شود و تا شب هزاران نفر را بدون هیچ احساسی به‌سرعت می‌شورد و دفن می‌کند درحالی‌که تک‌تک آن جسدها بزرگ‌ترین بخش زندگی یک نفر...
21 پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی قسمت سوم
زمان، این نویسندة بی‌رحم قرار بود با جلو آمدنش در داستان هر بار تک‌تک کاراکترهای این خانواده را کم کند. این خونخوار بی حدومرز قرار بود آن‌قدر ادامه دهد تا از این خانه چیزی جز متروکه‌ای گمنام باقی نگذا...
20 پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی قسمت دوم
نویسنده: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپوردوباره نگاهم به امتداد جاده‌ای گره خورد که حالا با دانه‌های درشت باران، رنگِ آسفالتش اغراق‌آمیزتر شده بود. خودم را با حالتی کاملاً آزاد روی صندلی رها کردم و د...
19 پاییز و خانه ای با شیروانی نارنجی قسمت اول
هوای گرفته و بارانی نوید فصل پاییز را می‌داد. رنگ‌آمیزی بی‌انتهای دشت کوهین که به ترکیبی از رنگ‌های نارنجی، زرد و قهوه‌ای درآمده بودند هم آمدن این فصل را تأیید می‌کرد. صدای حرکت قطار بر روی ریل با صدا...
18 آخرین صدا
آخرین صدا کله‌شق بود دست خودش نبودا، این‌جوری بزرگ شده بود. کله اشو از خاک‌ریز می‌آورد بالا و به تک‌تک عراقیا چش تو چش نگاه می‌کرد. هرچی داد می‌زدیم "د حسن بشین، الان اون تک‌تیرانداز میزنه کله‌ات...
17 رشت
هیچ وقت از بارون فرار نکردم. تا صدای باریدن به گوشم میرسه لباس میپوشم و میزنم توو دل خیابون. دیدن آدما توی بارون قشنگه واسم... خیابونایی که شلوغ تر میشن انگار، آدمایی که رنگی تر میشن... همه چیز اغراق ...
16 آن پنجره قدیمی
به‌راستی‌که پنهان و گم‌شده‌ایم به امید آن روزی که کسی با نور قرض گرفته از آفتاب بیاید و ما را پیدا کند. هنوز نیاز داریم تا آدم‌ها ببینند در چه روزهایی چه کشیده‌ایم و چگونه قهرمان و ناجی این درام بزرگ ...
15 اِضمحلال / ماتریکس
یبار هم از سردرد تا صبح ناله می‌کرد، هرجی بهش می‌گفتیم حامد پاشو بیا بریم دکتر، می‌گفت "امیر بابا دکترا همه دزدن ، ارژنگ همسایمون یه موشکی قرمز داده گفته استفاده کن دوساعته خوب میشی". گفتم موشکی چیه ب...
14 اِضمحلال / عروسی
جمعیت که از رقص های پارتیزانی و نامنظم حامد به ستوه اومده بود دیدن تنها راه متوقف کردن حامد شلیک هوایی میتونه باشه. حامدی که در ابتدای مراسم با تمام قوا حتی از حضور در جمع ممانعت کرده بود حاال یک تنه ...
13 “اِضمحلال” / چالوس
اولین بار بود که میدیدیم حامد وسط جاده برفی چالوس همزمان که می‌خنده داره گریه هم میکنه... محکم می‌کوبید روی فرمون و داد میزد: ممد از ماتریکس خارج شده... ممد از ماتریکس خارج شده... حامد اینو گفت. سیمین...
12 آرزوهایی که در دنیای موازی به واقعیت پیوستند
اصلا خود من، مگر چقدر به پدرم افتخار کردم؟ خدا بیامرز خیام را از حفظ بود، هروز با بیجامه راه راه اش از جهان شعر خیامی صحبت می‌کرد که همواره زندگی را آسان می گرفت. با هر کلمه‌ی 'مِی' در شعرش تا ده بار ...
11 گیلانه
گیر افتادم توی رویا و خوابی که تو توشون نیستی… در به در دنبال همون آینه ای میگردم که خودم توش پیدا کنم… هیچ اینه ای نیست گیلانه… هیچی… همه اینه هارو زدی شکستی… همشونو… منم گیر افتادم… منم گیر افتادم ب...
10 حوالی گندُمزار
حوالی گندمزار...نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: امیر زبرجدمشاور و طراح پوستر: فریما رئوفیتهیه و تولید توسط استودیو نووُموسیقی انتخابی از محمد دارابی فرپخش اختصاصی از رادیو تاسیانزمستان ...
9 تمام آن روزهای زیبا
📻 تمام آن روزهای زیبا🍁گفتم اگه نشه چی؟گفت توی لحظه زندگی کن، آینده ای وجود نداره…زد و پاییز شد… 🖊️نویسنده‌: امیرعلی مهاجری🎙️ گوینده: علی ولیانی...
8 آن میز دو نفره، قسمت دوم
🎧🎧به راستی، تو با من چه کردی…؟تو را نوید می‌دهم که دیدار نزدیک است… 🎧🎧🍁آن میز دو نفره - قسمت دوم ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙️گویندگان:علی ولیانی و زهرا نویدی راد📻تهیه و تولید توسط استو...
7 زمستانم از طُ
آره واسه منم سواله.... چجوری میشه آسمونِ خاکستری فرشِ سقفمون بشه...کف این خیابونِ خاک گرفته این دونه سفیدا بشینن و آب نشن، این ماشینای خاک گرفته خالی شه از میمِ مشترک، ساختمونای نیمه خراب و متروکه دور...
6 خانه ای از جنس خاک
آرام برانیم، بی هیچ عجله ای…نویسنده: امیرعلی مهاجریگوینده: مهرناز رحیم زادهصدابردار: علی سیوانیبراساس شعری از امیلی دیکنسونتهیه و تولید در استودیو نوو، تابستان 1398...
5 آن میز دو نفره
تصویر چشمانم را می‌خواهم با تو شریک شوم…. همانند دیگر احساساتی که با تو شریک شدم… بیا نازنینم… کمی نزدیکتر بیا… حس دلتنگی، حس دوست داشتن، حس صحبت کردن در آن عصرهای پاییزی، حس خودِ خودِ زندگی… نزد...
4 تاسیان گلسار
🖤تقدیم به آنان که بخشی از خاطرات و احساسات ما شدند، بی‌آنکه هیچ بدانند … 🖊️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙️گوینده: رضا جعفرپور 🎧صدابردار: محمدصادق مجیدی 🎛️صداپرداز و گرافیست: پدرام شهرآبادی 🎚️ضبط شده ...
3 چهار بی پدر و مادر از هشت پدر و مادر
نویسنده: امیرعلی مهاجری گوینده: رضا جعفرپورمشاور: آراکس چارمحالیمیکس و مسترنیگ: مهدی منصوریطراح پوستر: پدرام شهرآبادیتهیه و تولید توسط استودیو مهبانگ با همکاری استودیو نوو💫با حمایت از رادیو تاسیا...
2 مرگ آخرین دستفروش بساط هفت سین
بعد از اون بازی قاسم با چشمای پر از خونش توو صورتم نگاه کردو گفت "سید ناموسم به درک، سه تا گل بخودیت هم به درک... تو فقط بگو چرا بعد از هر گلی که به خودمون میزدی با یه ژست کاپیتانی خیلی ریلکس تیمو به ...
1 پاییز خانوم به ما که رسید، شد بیجه...!
بابا بزرگ همیشه می گفت: "تولد توی جداییه موسی، ما از رحم مادر جدا میشیم که به این دنیا بیایم…." خدا بیامرز تو پاییز جدا شد ازمون، یعنی یه جورایی جداش کردیم دیگه! نویسنده : امیرعلی مهاجری گوینده: پارسا...

کامنت ها

ارتباط با طراح قالب پیغام واتساپ