چقد بَده حالم ...
اِسمَمو اَدد کردی توی اون بِلاک لیستتو بیخیالم
شُدی مُحکَم کوبیدی بهم دَرُ حتی الانم نیستی یادَم ...
مگه نیستی آدَم ...
پس بیخیالم ...
چقد بَده حالم ...
زودباش بگو از من چی دیدی؟
که کَندی یهویی پُشتِ سَرتو ندیدی ؟
چیشد یه دَفعه نِروَم بِهَم ریخت
اَشکای بی گناهم اَزون چشام ریخت
چیشد یه دفعه زدی زیرِ حرفات
قَلبَمم با اینکارت دادش تَلَفات ...
چیشد آخه خوب بود همه چی
رفتنِت کوبید تو دُنیام آر پی جی
.
.
.
چرا اِنقَد هَوات سَرد شُد ؟
چرا نگات اَزَم رَد شُد؟
ما که درگیرِ هَم بودیم
تا اَبَد مال هم بودیم
چرا همه چی یهویی نابود شُد ؟
چِرا سَهمَم یه تابوت شُد ؟
نه خیلی راحت نگو هیچی نبود
نگو میشه یکی موندُ یکی نَموند ...
کی فِکرِشو میکرد که مَن
کارَم به اینجا بکِشه
یکی بیاد هر شب و روز
هِی خَط رو اعصاب بِکِشه
یَخِش یهویی آب بِشه
با یکی دیگه بشینه
مَنو به بازی بگیره
بگه رَسمِش همینه ...